می نشینند به تعارف کتاب هایی که خوانده اند.که فلانی اگر پانزده بار باز نشر شد محصول فکر ناب واتفاق درخشانی است که در داستانش افتاده است نه از لابی فلان کسک وبهمان کسک!
این روزها هوا به شدت وناجوانمردانه گرم است وفضای داستانی کارگاه کمی سرد.خانم سدیدی داستانی می خواند مثل همیشه روان وآرام.بی تکلف وساده .آدم دلش می خواهد زیاد بشنود این روزها تا کمی حال دلش خوب شود.در ادامه خانم علیزاده که حالا دیگر سری دارد بین سرهای داستانی شهر مهمان میکند اهالی را .و چه خوب .باید دل بزند به دریای متلاطم این روزهای بازار نشر

برچسب:
نویسنده: رضا اکبریپور